X
تبلیغات
رایتل

پرتره سیاه قلمی از جعبه مداد رنگی

سعی میکنم داستان بنویسم و از گلایه هام گاهی هم عکس

یکشنبه 11 فروردین 1387 ساعت 13:57

دنیای من

برگشتم...
اگه بگم بهم بد گذشته دروغه
نمیخوام منفی بازی در بیارم واسه همین هم میگم خدا بیشترش کنه انشالا
واقعا کاش میشد به جای تعطیلی های گاه و بیگاه، آخر هر فصلی یه هفته تعطیل بود
جا داره همین جا از تمام دوستانی که بهم سر زده بودن تشکر کنم



دنیای من
آدم ها هر روز و هر روز میان توی دنیات و میرن بیرون...
یه روز یه نفر میاد توی دنیات، بعد آروم یه گوشه میشینه...
به مرور پر رنگ و پر رنگتر میشه، خیلی زود و بدون اینکه متوجه بشی کل دنیا تو میگیره... همشو... تمام روز های خوب و بدت رو... تمام لحظات و حتی تمام افکارت باهاش پر میشه...
روزهای خوب و بد میان و میرن...
یه روز صبح پا میشی... چشم هاتو باز میکنی میبینی وسط بیابونی، تا هر جا که چشم کار میکنه...
سیاهی تنها رنگ قابل دیدنه... دلتنگی تنها چیزیه که حس میکنی... تنهایی هم دمت میشه...
دنیات خالیه خالی شده... نابود شده، بوی مرگ میدی...
منگِ منگی... چند لحظه ای که گذشت تازه متوجه میشی اونی که دنیای تو بوده رفته!
نظرات (13)
من برعکس تو میخوام هر روز روز کار باشه تا به هیچکس فکر نکنم.
وای به روزیکه اونیکه دنیات بوده بره
نگفتی اون شعر از چه نظر جالب بود؟؟ به دلت نشست یا مسخرگیش جالبش کرده بود؟
یکشنبه 11 فروردین 1387 ساعت 15:58
امتیاز: 0 0
به نام خدا
سلام دوست عزیز...
خوبیی؟؟؟
شعر باحالی بود....
یاد روزی افتادم که احساس می کردم می تونم تا آخر عمر داشته باشمش ولی خوب نشد که بمونه....
هر دو مقصر بودیم ولی شاید بیشتر من....
زندگیه همینه... باید باهاش ساخت...
یا حق!
یکشنبه 11 فروردین 1387 ساعت 23:21
امتیاز: 0 0
+ بید مجنون http://from2008.blogsky.com
به من میگی شمشیرو از رو بستم ؟
تو که بدتر از منی !!!
به قول مامانم که میگه پولاتو تو جیبای مختلفت بزار ! میخواستی دنیاتو تو جیبای مختلفت میزاشتی ! :) :)
راستش خیلی تلخه
بعد تازه باید از صفر که نه از زیر صفر شروع کنی
تازه اونم اگه بتونی و دل و دماغش مونده باشه
دوشنبه 12 فروردین 1387 ساعت 00:01
امتیاز: 0 0
اونی که باید بره میره فقط عکس العمل تو مهمه گریه خنده بی تفاوتی افسوس یا هزار کوفت و زهر مار دیگه ... خوش باشی
دوشنبه 12 فروردین 1387 ساعت 17:21
امتیاز: 0 0
+
سلام
مرسی
من خوبم
فک کنم باشم
چون دلیلی برایبد بودن نیست


واقعا عید شلوغ بود
فرصت هیچ کاری را نداشتم

نه این که کار زیاد داشته باشم

نه تقریبا هیچ کاری انجام ندادم

اونقدر پوچ که هیچ مفهومی نداره

تنهایی انگار نمی خواد هیچ وقت از پیشم بره

شاید هم خودم نمی ذارم

نمی دونم

چهارشنبه 14 فروردین 1387 ساعت 14:29
امتیاز: 0 0
یادم رفت اسممو بنویسم
ولی فک کنم خودت بدونی
چهارشنبه 14 فروردین 1387 ساعت 14:30
امتیاز: 0 0
+ سارا خانم http://biriaaa2.blogsky.com
سلام رفیق
بابت اومدن و خوندن من ازتون ممنون
منم دارم شما رو میخونم
هنوز تمام کامنتها رو نخوندم
ولییییییی
با احتیاط مینویسی
و کامل و مختصر
این خیلی خوبه
...........
نقاشی؟
هنرمند
چهارشنبه 14 فروردین 1387 ساعت 16:42
امتیاز: 0 0
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم....
فریدون مشیری
چهارشنبه 14 فروردین 1387 ساعت 23:58
امتیاز: 0 0
+ سارا خانم
دوباره سلام رفیق
جمعه 16 فروردین 1387 ساعت 20:24
امتیاز: 0 0
+ سارا خانم
سلام رفیق
من دارم میخونمت
کامل
و دوست دارم بیشتر بشناسمت
و بحث کنم باهات
مواظب خودت باش
تا بعد
جمعه 16 فروردین 1387 ساعت 20:32
امتیاز: 0 0
هر روز با زغال روی دیوار سیاهی می نویسم:
" تنهایی را عشق است."
یکشنبه 18 فروردین 1387 ساعت 23:05
امتیاز: 0 0
(:
سه‌شنبه 20 فروردین 1387 ساعت 23:57
امتیاز: 0 0
+ just a little bird
اسمم جدید بود

ولی فک کنم فهمیدی منم

چون شک دارم کس دیگه هم بهت بگه موشی (-:

من پیشو ام D:
یکشنبه 22 اردیبهشت 1387 ساعت 08:37
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :