X
تبلیغات
رایتل

پرتره سیاه قلمی از جعبه مداد رنگی

سعی میکنم داستان بنویسم و از گلایه هام گاهی هم عکس

جمعه 10 خرداد 1387 ساعت 20:24

دوستی

برای گنجشک ها با لبخند دست تکون میداد...
سعی میکرد جوری رفتار کنه که هیچ کلاغی ازش نترسه...
بزرگترین آرزوش این بود که کبوترها بشینن روی دست ش!
ولی...
"چرا پرنده ها نمیخوان با یه مترسک دوست بشن؟"

نظرات (27)
+ میلتا
سلام

بردمش پیش دکتر گفت نیو کاسل داره خودمم نمی دونم یعنی چی!!!!!!!!!!!!!


اما واقعا اون چیزی که نوشته بودم خیلی ربط نداشت به این سار! ظاهرش رو این جوری نوشتم فکرم یه چیز دیگه بود!

ولی فکر نمی کردم دوست ی مث شما این اطلاعات و بهم بده
ممنون

شادو مانا باشی
جمعه 10 خرداد 1387 ساعت 22:33
امتیاز: 0 0
سلام.آپم.خوشحال میشم بیای و نظرتو بگی.بابای!
جمعه 10 خرداد 1387 ساعت 22:57
امتیاز: 0 0
چون نتونست تو دلش جایی برای انها باز کنه
....
سلام
جمعه 10 خرداد 1387 ساعت 23:35
امتیاز: 0 0
هنوز هم تو این فکر بود که چطور میشه اگه میشد . . .
یه کلاغ ناجور بهش گیرداده بود
دیروز کلاهش رو برده بود
صبح یکی از چشماشو در آورده بود و حالا هم برمی گشت تا دلق کهنه شو با خودش ببره. . .
اما با خودش تو این فکر بود که " چه لذت آوره این زجر "
لا اقل خیلی خوبه که فکر می کنی باز یکی به فکرت هست...

یه داستان که تو 15 ثانیه نوشته بشه که دیگه از این بهتر نمیشه...
جمعه 10 خرداد 1387 ساعت 23:38
امتیاز: 0 0
الله
سلام


خب برا ی اینکه واقعی نیست
برای اینکه لبخندش مال خودش نیس یکی براش ساخته
زیر لباسش قلبی وجود نداره
پاهاش جون همراهی کردن نداره
دستاش نمی تونن مهربون باشن و نوازش کنن
برای اینکه هر چی نگاش کنی ، اروم پرهیجان عصبانی مهربون غمگین شاد ... فرقی نمی کنه تو نگاش فقط یه چیزه : نمی فهممت ... و این خیلی دردناکه ، نیست ؟
.
.
.
داستان ها نوشته خودتونه؟
خیلی عالی ان ، یعنی قابل تامل هستند ، تبریک میگم

در پناه حق
شنبه 11 خرداد 1387 ساعت 01:23
امتیاز: 0 0
شاید چون سعی میکرد جوری رفتار کنه که همه خوششون بیاد
شنبه 11 خرداد 1387 ساعت 08:21
امتیاز: 0 0
شاید فک می کنن مترسک دل نداره

این نوشته خیلی قشنگ بود بهنام
آفرین

به دلم نشست
موفق باشی مترسک خوب و مهربون باغ :)
شنبه 11 خرداد 1387 ساعت 08:34
امتیاز: 0 0
به نام خدا
سلام دوست عزیز...
خوبییی؟؟؟
شرمنده خیلی دیر اومدماااااااااااا
اومدم بهتر از نیومدنه...:دی
در مورد اون نوشته ای که واسم گذاشته بودی:
عشق؟؟؟؟؟
همش بچه بازیه....
--------------------------------
خوب هر شروعی پایانی هم داره ولی واسه مدتی....
--------------------------------
هرانسانی از بعضی چیزا می ترسه....
ترسم خوبه...
این ضرب المثل باحالیه:دی
خیلی خواستم بگمااا ولی سانسور کردم حرفامو بهتره...
بازم ممون....
یا حق!
شنبه 11 خرداد 1387 ساعت 15:05
امتیاز: 0 0
"چرا پرنده ها نمیخوان با یه مترسک دوست بشن؟"

خوب یه دلیل واضحش اینه که از آدما خاطره ی خوبی ندارن
شایدم چون محصولات مزرعه رو می خورن بعدش عذاب وجدان می گیرن و دیگه می خوان به رو نیارن تا دفعه ی بعدی هم راحت باشن....!

شاید..........!

شنبه 11 خرداد 1387 ساعت 17:34
امتیاز: 0 0
+ هوس مبهم
خب معلومه !!!
یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 05:09
امتیاز: 0 0
سلام.من آپم.خوشحال میشم بیای و نظرتو بیای.منتظرتم.بابای!
یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 18:40
امتیاز: 0 0
آره.درسته!از زندگی فعلیم چندان راضی نیستم.
یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 18:40
امتیاز: 0 0
+ غریبه شادیم آشنا
انگار این روزا دل همه می گیره
حتی مترسکای مهربون باغ

دل تو دیگه چرا گرفته؟
نبینم بهنام گرفته باشه
حالا اگه داستان رو می خوندی طوری می شد؟ :)

خب می خوندی شاید به دردت خورد آخه :)
یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 23:19
امتیاز: 0 0
+ بادام تلخ
باید اعتراف کنم هر چد سخت بود ولی شناختمت
D:
یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 23:22
امتیاز: 0 0
+ میلتا
آومدم،
نبودی،




منظور چی بود؟ تو یاهو؟
دوشنبه 13 خرداد 1387 ساعت 12:25
امتیاز: 0 0
سلام.
خودمم متاسفم ...
دوشنبه 13 خرداد 1387 ساعت 14:03
امتیاز: 0 0
می دونی....
بعضی ها اگر چه خودشونو مهربون نشون میدن....
خیلی هم تلاش می کننا...
ولی باز هم آدم ازشون می ترسه...!!
دوشنبه 13 خرداد 1387 ساعت 18:55
امتیاز: 0 0
+ میلتا
آومدم،
نبودی،
رفتم


اینو برام نظر گذاشته بودین
پرسیده بودم منظورتون چی بود
یعنی آپ نبودم؟


ولش کنین
دوشنبه 13 خرداد 1387 ساعت 20:59
امتیاز: 0 0
+ غریبه
نمی دونم
شاید اونا هم یاد گرفتن که بترسن
شایدم یه جای دنیا درست یاد گرفتن که به وظیفه یه نفر احترام بذارن
حتی اگر اون یه مترسک باشه
و رسالتش ترسوندن پرنده ها !


هستم اما حس نوشتن نیست ........

ممنون که به فکرم بودی
دوشنبه 13 خرداد 1387 ساعت 23:32
امتیاز: 0 0
سلام
قبل از این که نظرمو بگم باید اعتراف کنم که خیلی از رنگ قالب وبتون خوشم اومد
باریکلا

والله توو این دوره زمونه همه چی ممکنه ، وقتی دو حیوون که با هم تضاد دارن ، مثه :‌ سگ و خروس ولی باهم دوست میشن چه باکی هست از مترسک و پرنده ؟ ها؟

میشه اجازه بدین شما رو لینک کنم (البته این کارو قبلا کردم دیگه ببخشید)
سه‌شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 04:45
امتیاز: 0 0
بس که ترسو انذ!
سه‌شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 11:43
امتیاز: 0 0
+ یاقوت کبود http://yaqutekabud.blogfa.com
سلام
زیباست...........
صدا کن مرا صدای تو خوب است.....
منتظرم آمدنت را
راستی نظر یادتون نره ها!!!
موفق باشید
سه‌شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 13:33
امتیاز: 0 0
+ یاقوت کبود http://yaqutekabud.blogfa.com
سلام
زیباست...........
صدا کن مرا صدای تو خوب است.....
منتظرم آمدنت را
راستی نظر یادتون نره ها!!!
موفق باشید
سه‌شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 13:40
امتیاز: 0 0
+ فرشته سیاهپوش http://www.elff.tk
*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________****
___***____***____***__ ***
__***________****_______***
_***__________**_________***
_***____منو فراموش نکن____________***
_***______دارم میرم_***
__***_______اما زود میام____***
___***_________________***
____***______________ ***
______***___________***
________***_______***
__________***___***
____________*****
_____________***
______________*(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨ ¸.•*´¨)¸.•*´¨)¸.•*
یه سر بیا پیشم کارت دارم
سه‌شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 16:54
امتیاز: 0 0
+ سارا خانم
سلام رفیق
چرا ؟؟؟؟؟؟؟/ دلیل اینطوری صحبت کردنتو درک نمیکنم........همیشه از من گله داری و تهدیدم میکنی
هر چی دوست داری در وبت درج کن
از خدام هم هست
موفق باشی
چهارشنبه 15 خرداد 1387 ساعت 01:03
امتیاز: 0 0
+ سارا خانم
وقتی که ۱۰ ساله بودم
دایه پیرم میگفت : همیشه پشت هر نگاه و کلام حکمتی هست
نیتی هست
حالا به سنی رسیدم که پشت هر عمل و فکر و کلام نیتی دارم
-------------
دوست خوبم
اهسته و پیوسته
اینو از یاد نبر
چیزی که سریع بدست بیاد به همون سرعت از دست میره
دوستی ...
ثروت
قدرت
شهرت
همه باید اهسته اهسته بدست بیان
مواظب خودت باش
----------------------
در ضمن کمی گرفتارم
کمی که نه
بیشتر از کمی
شاید برای همین نیمه جواب دادم
شاید هنوز احتیاج به زمان دارم
تا بعد
چهارشنبه 15 خرداد 1387 ساعت 11:44
امتیاز: 0 0
سلام آپم
بیای خوشحال می شم
ممنون
چهارشنبه 15 خرداد 1387 ساعت 17:10
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :