X
تبلیغات
رایتل

پرتره سیاه قلمی از جعبه مداد رنگی

سعی میکنم داستان بنویسم و از گلایه هام گاهی هم عکس

چهارشنبه 9 مرداد 1387 ساعت 19:53

رمان بلند

- خوب من دیگه باید برم
- آخـ...
- نه! هیچ چی نگو! هیچ چی نپرس! چون هیچ جوابی ندارم!
صدای انگشتری که روی میز بالا و پایین می پرید شبیه فریادهای پتکی که روی ناقوس کوبیده میشه روح ش رو چنگ میز

پایان.

...
قهوه ای رو که همسرش براش درست کرده بود مزمزه کرد و گفت:
- عزیزم یه خبر مهم؛ همین چند دقیقه پیش آخر ِ داستانم رو نوشتم و تموم ش کردم!
- چه خووووب...، و چطور تموم میشه؟!
- به شکل غیر قابل حدسی بعد از اون همه کشمکش و اتفاق بر عکس انتظار خواننده، دختره به خاطر عذاب وجدان پسر رو ترک میکنه، فکر کنم این چند سطر آخر خواننده رو میخکوب بکنه!
...
پسرک هنوز پشت میز نشسته بود...
به شیر گاز فکر میکرد و به فندکی که توی دستش بود!

نظرات (51)
حالال این رمان بلند و این بند آخرش یعنی چی اون وقت؟

فندک و شیر و گاز و ....

چه خبره اینجا؟ :)
چهارشنبه 9 مرداد 1387 ساعت 20:26
امتیاز: 0 0
ba salam.linkdooni weblogi ast ke be tablighe raygane weblog ha mipardazad....weboge shoma ra didam..mayelam dar soorate tavafoghe shoma webloge shoma ra dar linkdooni tabligh va moarefi namayam va hamchenin dar mosabeghate ayandeye linkdooni webloge shoma ra ozve aza dar kenare digaran bebinam...agar tamayol be in kr darid be ma nazar dahid va linke ma ra dar webloge khod ezafe konid.motshakeram
چهارشنبه 9 مرداد 1387 ساعت 21:35
امتیاز: 0 0
ترسناک است...
چهارشنبه 9 مرداد 1387 ساعت 22:20
امتیاز: 0 0
اگه میشد این فکر و برای یه مدت تعطیلش کرد..چه تعطیلات پر ثمری میشد..

خیلی جالب بودن...هر کدومشون داستانی و برای خودشون دارن و در عین حال به هم پیوسته ان..

خوب شد وقتی اومدم که مطلب جدید بودش!! منم آپ کردم

دیر به دیر آپ می کنیا!!؟
چهارشنبه 9 مرداد 1387 ساعت 22:34
امتیاز: 0 0
دومی حرفش ناتمام میمونه.و صدای انگشتر همون حرفای ناتمام دومی است.
چهارشنبه 9 مرداد 1387 ساعت 22:45
امتیاز: 0 0
+ شکلات تلخ http://bita30.persianblog.ir
سلام. وقتی از تو نوشته ای یا جوابی برای نوشته ای دارم خیلی حس خوبی پیدا می کنم.
پنج‌شنبه 10 مرداد 1387 ساعت 00:36
امتیاز: 0 0
می دونین یادم به چیزایی افتاد که قبلا برام گفته بودین شاید سعی کردین از یاد ببریدشون شایدم باهاش کنار اومدین
اماخوب یادم افتاد

و فندکی ک ه دستش بود یادمو به دخترک کبریت فروش برد!!!!

پنج‌شنبه 10 مرداد 1387 ساعت 00:59
امتیاز: 0 0
سلام
وبلاگ جالب و زیبایی دارید
حاضر به تبادل لینک هستید؟
پنج‌شنبه 10 مرداد 1387 ساعت 01:46
امتیاز: 0 0
سلام
ممنونم که بالاخره به وب محقر ما سرزدی .
این متنو از کجا آوردی برام تازگی داشت .
پنج‌شنبه 10 مرداد 1387 ساعت 02:13
امتیاز: 0 0
من فکر نمی کنم که انتهای داستان خیلی غیر منتظره باشه.

ومن از اطرافم ایده می گیرم شاید خودم و شاید دوستام
پنج‌شنبه 10 مرداد 1387 ساعت 08:31
امتیاز: 0 0
+ بارون
مرسی. اما دارم به ایننتیجه میرسم که بعد از اون دوره هم نباید دیگران رو در نظر گرفت...گرافیک...
پنج‌شنبه 10 مرداد 1387 ساعت 12:57
امتیاز: 0 0
+ شکلات تلخ http://bita30.persianblog.ir
سلام. وقتی دیدم اونهمه برام مطلب نوشتی حقیقتا شوکه شدم. از بین همه اونهایی که خوندم نصیحتی که کردی و گفتی خودن هم بنویس رو سعی می کنم انجام بدم . در مورد خودم هم اگه چیزی ندونی شاید بهتر باشه. در هر حال از توجهت بی نهایت ممنون
پنج‌شنبه 10 مرداد 1387 ساعت 13:07
امتیاز: 0 0
+ بارون
بله. بفرمائید
پنج‌شنبه 10 مرداد 1387 ساعت 13:20
امتیاز: 0 0
+ بارون
آیدی یا ایمیل بذارین ادتون میکنم.
پنج‌شنبه 10 مرداد 1387 ساعت 13:22
امتیاز: 0 0
سلام.
از داستانهایی با پایانهای غافلگیرکننده خوشم می یاد.
از توصیه ات هم ممنونم.تو راست می گی.
پنج‌شنبه 10 مرداد 1387 ساعت 14:20
امتیاز: 0 0
عزیزم منظورم همه نبودن..!
من هم اورجینالم...!
یعنی سعی میکنم..!
اورجینال یعنی خود بودن..!
...
در مورد مطلبت هم ::
آخرش که به خاطره وجدانش ترکش کرد
مطمئنی وجدان داشته..؟؟!!
یا از اجبار و ناچاری بوده...؟!!
پنج‌شنبه 10 مرداد 1387 ساعت 20:06
امتیاز: 0 0
جمعه 11 مرداد 1387 ساعت 00:56
امتیاز: 0 0
سلام
من که خبر دادم برگشتمم.تو سر نزدی.
جمعه 11 مرداد 1387 ساعت 00:59
امتیاز: 0 0
سلام بادام جان

معلومه که از انتقاد خوشم میاد

اتفاقا دوستای واقعی انتقاد می کنند به جای تعریف و تمجید

سپاسگزارم از لطف بی نهایتت دوست خوبم
شنبه 12 مرداد 1387 ساعت 09:22
امتیاز: 0 0
+ Galaxy
برات آف گذاشتم جوابتو

*چرا اینجا کامنت خصوصی نمیشه گذاشت..؟!!
شنبه 12 مرداد 1387 ساعت 09:44
امتیاز: 0 0
+ میلتا
بهتون قول دادم نگم !

فرشته...
شنبه 12 مرداد 1387 ساعت 17:24
امتیاز: 0 0
+ تمشک تلخ
خوبی؟
یکشنبه 13 مرداد 1387 ساعت 02:24
امتیاز: 0 0
+ تمشک تلخ http://bootimar2.blogfa.com
یکی از راه های تنها نماندن آشپز خوب بودنه...باور کن.
یکشنبه 13 مرداد 1387 ساعت 02:25
امتیاز: 0 0
از روزی که زن شدم تا امروز، این ماهی قرمز توی حوض صورتم، افتاده گوشه تنگ شیشه‌ای و هی نفس تنگی می‌کند.

از روزی که زن شدم….
یکشنبه 13 مرداد 1387 ساعت 10:26
امتیاز: 0 0
سلام مثله همیشه عالی بود.
یکشنبه 13 مرداد 1387 ساعت 21:19
امتیاز: 0 0
متفاوت بود
خوشم اومد پسر
دوشنبه 14 مرداد 1387 ساعت 14:52
امتیاز: 0 0
به روزم
دوشنبه 14 مرداد 1387 ساعت 16:51
امتیاز: 0 0
+ بید مجنون http://from2008.blogsky.com
سلام بهنام جان خوبی؟؟
پسر خدایی یه وقتایی می مونم تو کار تو
یه کم توضیح بیشتر میدادی
یه کم شفاف سازی میکردی
من موندم که کی به کیه؟
گاهی افکارت انقدر تو هم دیگه پیچ خورده که بیرون کشیدن حرفی که میخوای بگی خیلی سخت میشه
سه‌شنبه 15 مرداد 1387 ساعت 11:03
امتیاز: 0 0
+ Galaxy
حسابی خودتو درگیر کارات کردیا...!
برگشتی به سلامتی؟!
یک کم به دلت (حرف های دلت) برس و دوستان!
سه‌شنبه 15 مرداد 1387 ساعت 13:44
امتیاز: 0 0
ستاره سهیلی ها سالی یه بار آپ میکنی خسته نباشی خدا قوت
سه‌شنبه 15 مرداد 1387 ساعت 16:08
امتیاز: 0 0
این داستان هم عجب تلخ ها
چهارشنبه 16 مرداد 1387 ساعت 11:05
امتیاز: 0 0
با من قهر کردی بخدا نتونستم ترجمه کنم حواسم هم نبود کل شعر رو پاک کردم برام میل کن سعی می کنم ترجمه کنم حالا هم تهرانم فعلا هم هستم
راستی متاسفم که صابخونه تو رو به درد سر انداخت
حالا یه سری به من بزن
چهارشنبه 16 مرداد 1387 ساعت 12:52
امتیاز: 0 0
چرا آپ نمیکنی؟
چهارشنبه 16 مرداد 1387 ساعت 17:49
امتیاز: 0 0
اومدم ازت خداحافظی کنم..
منو که یادته؟!!
همون که در همه موارد با هم آخر تفاهم بودیم!!
خلاصه دیگه تو وبلاگم نمیام..
اومدم بگم خوبی بدی نظر خلاف میلی چیزی بوده دیگه تموم شد..
ایشالله خدا حفظتون کنه..
و همیشه شاد و پایدار باشید.
پنج‌شنبه 17 مرداد 1387 ساعت 20:42
امتیاز: 0 0
+ مهرناز
غیر قابل حدس نبود !
حتما میخواسته بعد رفتن دختره چایی درست کنه !
جمعه 18 مرداد 1387 ساعت 02:02
امتیاز: 0 0
باز هم نیستی که ؟
شنبه 19 مرداد 1387 ساعت 09:07
امتیاز: 0 0
نیستی
شنبه 19 مرداد 1387 ساعت 13:55
امتیاز: 0 0
چه جنون آمیز !!
شنبه 19 مرداد 1387 ساعت 21:34
امتیاز: 0 0
+ هوس مبهم
کجاییی؟؟؟
یکشنبه 20 مرداد 1387 ساعت 22:04
امتیاز: 0 0
+ Galaxy
دیــــــــــــــــــــنگ...دیــــــــــــــــــنگ..!!
کسی نیست درو باز کنه...!!
سه‌شنبه 22 مرداد 1387 ساعت 21:41
امتیاز: 0 0
دروذ بر دوست عزیزم من آپم
شنبه 26 مرداد 1387 ساعت 12:34
امتیاز: 0 0
سلااام
کجایی؟؟؟
من گفتم خودم یه مدت نبودم کلی اتفاق و مطلب جدید می بینم!

شاد باشی!
شنبه 26 مرداد 1387 ساعت 19:44
امتیاز: 0 0
و قصه ها پس از پایان در ذهن خوانندگان ادامه میابند
یکشنبه 27 مرداد 1387 ساعت 00:58
امتیاز: 0 0
سلام عزیزم
میلاد با سعادت منجی عالم بشریت حضرت قائم عصر (عج) را به شما و خانواده محترم شما تبریک عرض می کنم
امیدوارم همیشه موفق باشید

یکشنبه 27 مرداد 1387 ساعت 10:41
امتیاز: 0 0
سلام عزیزم
میلاد با سعادت منجی عالم بشریت حضرت قائم عصر (عج) را به شما و خانواده محترم شما تبریک عرض می کنم
امیدوارم همیشه موفق باشید

یکشنبه 27 مرداد 1387 ساعت 10:47
امتیاز: 0 0
+ فرناز- من یک پرم http://manyeparam1983.blogfa.com/
درود بر دوست عزیزم منتظر حضورت هستم
دوشنبه 28 مرداد 1387 ساعت 11:27
امتیاز: 0 0
سلام
کمی گنگ و اندکی فضایی سرد و بی روحه فیلم های دهه 80 میلادی رو القا می کنه .
ضمنا آپم اگه شد بیا
دوشنبه 28 مرداد 1387 ساعت 21:44
امتیاز: 0 0
+ تمشک تلخ
سلام...به سلامتی قراره سالی یه بار آپ بفرمایید؟؟
سه‌شنبه 29 مرداد 1387 ساعت 02:15
امتیاز: 0 0
+ میلتا
سلام

معلوم هست کجایین؟


احیانا نمی خواین یه آپ
سه‌شنبه 29 مرداد 1387 ساعت 19:48
امتیاز: 0 0
+
نصفه اومد چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سه‌شنبه 29 مرداد 1387 ساعت 19:49
امتیاز: 0 0
1 2 >>
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :