X
تبلیغات
رایتل

پرتره سیاه قلمی از جعبه مداد رنگی

سعی میکنم داستان بنویسم و از گلایه هام گاهی هم عکس

یکشنبه 24 خرداد 1388 ساعت 12:13

مشاهداتی تار از یک واقعیت پر نور

چی شد؟

واقعا چه اتفاقی افتاد؟

خیلی تلاش میکنم تا بتونم هضمش کنم...

پنداری "شعبان بی مخ" از لای کتاب تاریخ اومده بیرون...

انگار باز هم رای معروف مدرس خونده نشد...

این پیراهن عثمان سه رنگ را چه کسی از صندوقچه بیرون آورده؟

فکر کنم چند ساعت قبل ضحاک دوباره متولد شد...

و

انگار قراره نسل ما هم کودتا رو تجربه کنه!؟

نظرات (10)
و عجب کودتای سیاهی!
سه‌شنبه 26 خرداد 1388 ساعت 15:35
امتیاز: 0 0
+ بارون
تو همه دنیا همینه. نسلها یکی در میون یه چیزهایی رو تجربه میکنن که تکراریه.
سه‌شنبه 2 تیر 1388 ساعت 18:17
امتیاز: 0 0
نسل ما نسل سوخته
چه تجربه ها که نکرده
...............
میون اینهمه دلتنگی خوشحالم که هستی
جمعه 5 تیر 1388 ساعت 23:10
امتیاز: 0 0
دقیقا نسل ما هم داره کودتا رو تجربه میکنه....
ولی جدا از همه تلخیهاش قسمت تظاهراتش خوب بود(البته واسه کسایی که کتک نخوردن)چون اینجوری جوونای نسل ما یه خورده هیجانو تجربه کردن.اینجوری هم هممون انرژیمون تخلیه شد و هم دیگه عقده ای نمی شیم;):)
سه‌شنبه 9 تیر 1388 ساعت 00:32
امتیاز: 0 0
سلام برگشتم این روزا حس کردم که باید بنویسم هر چند که خوب نیستم ولی باید بود این ماییم که تاریخو... آره حالام می تونیم باید قوی بود و از همه محمتر استوار این تب نبود که بخواد فردا فراموش بشه این آتیشی بود که اونا روشن کردن حالا ما باید زنده نگه داریمش
یکشنبه 14 تیر 1388 ساعت 13:42
امتیاز: 0 0
+ غریبه
خوبی شما؟
چهارشنبه 24 تیر 1388 ساعت 01:28
امتیاز: 0 0
نیستی باز
شنبه 10 مرداد 1388 ساعت 14:01
امتیاز: 0 0
کاش صلیب و مصلوب را....
کاش بانوی خیالی و آقایش را...

کاش من بی نام را تنها نمی گذاشتی...


سبز باشی استاد عشق
شنبه 10 مرداد 1388 ساعت 17:50
امتیاز: 0 0
بهم سر بزن
دوست دارم که باشی
دوشنبه 12 مرداد 1388 ساعت 00:20
امتیاز: 0 0
کودتا!!!!!!!!!!!!!!!!!
شنبه 11 مهر 1388 ساعت 17:39
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :