X
تبلیغات
رایتل

پرتره سیاه قلمی از جعبه مداد رنگی

سعی میکنم داستان بنویسم و از گلایه هام گاهی هم عکس

شنبه 17 اردیبهشت 1390 ساعت 12:11

توضیحیه یا شفافیه یا روشناییه یا...

بازم نبودم(حدود چند ماه)

لابد تو دلتون میگید این بار اولت نیست که!

اما حقیقت اینه که اون بار دست من نبود اما اینبار اختیاری بوده، چون من هم مثل اکثر آدم ها برای زنده موندن نیازمند آب و هوا و از اون دوتا مهم تر پول هستم (البته اونقدری که نون و آبی بخرم و زنده بمونم) در همین راستا آستین های شلوارم رو بالا زدم و رفتم دیار غربت (البته سوء تفاهم نشه تو همین ایران خودمو رفتم غربت)

اما چشمتون روز بد نبینه...

دیار غربت ما خیلی امکانات رفاهی نداشت از جمله اینترنت و آب پاک و سرپناه مناسب و چند تا چیز دیگه...

اما چیزی که بعدا متوجه شدم این بود که اونجا کار فرما های بسیار جالب و منحصر به فردی داره یعنی ازت کار میخوان اما پول نمیدن گویا توی اون دیار همه صلواتی کار میکنن

القصه برگشتم پیش آغوش گرم و...

چند روزی هست که دارم کار های عقب افتاده رو جبران میکنم و احتمالا از هفته آینده باز هم بنویسم هر چند دیگه خواننده ای باقی نمونده 

نظرات (2)


سلام
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 ساعت 12:43
امتیاز: 0 0
شلغم

بوق


هویج



اگه خواننده نیستم حتما یکی از این بالایی هام

سه‌شنبه 27 اردیبهشت 1390 ساعت 21:11
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :